على محمدى خراسانى
19
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
ما لا يعلمون هم فعل اراده شود . ولى به نظر ما وحدت سياق مهم نيست و قرينيت ندارد و جملهء « رفع ما لا يعلمون » جدا از جملات ديگر معناى خودش را دارد كه رفع حكم باشد . آرى وحدت سياق ايجاب مىكند رَفْع را در همه فرازها به يك معنا بگيريم ؛ نه خود فرازها را يا موصولها را كه به قرينه صلهها مىتواند از هر موصولى چيزى اراده شود . پس ما نيازى به تقدير مؤاخذه و . . . نداريم و به بيان ما ، دلالت حديث بر حكم برائت و عدم مؤاخذه واضح است . ثم لا وجه لتقدير خصوص المؤاخذة بعد وضوح أن المقدر فى غير واحد غيرها فلا محيص عن أن يكون المقدر هو الأثر الظاهر فى كلّ منها أو تمام آثارها التى تقتضى المنة رفعها كما أن ما يكون بلحاظه الإسناد إليها مجازا هو هذا كما لا يخفى . فالخبر دل على رفع كلّ أثر تكليفى أو وضعى كان فى رفعه منه على الأمة كما استشهد الإمام عليه السلام به مثل هذا الخبر فى رفع ما استكره عليه من الطلاق و الصدقة و العتاق . در فرازهايى كه نياز به تقدير يا مجاز در اسناد داريم مثل « رُفع ما اضطروا اليه و ما استكرهوا عليه و . . . » و مثل « رُفع ما لا يعلمون » بر مسلك شيخ اعظم - به بيانى كه گذشت - اين بحث مطرح مىشود كه چه چيزى را در تقدير بگيريم ؟ يا اسناد رفع حقيقتاً به لحاظ چه چيزى باشد ؟ در اينباره سه احتمال وجود دارد : 1 . احتمال دارد خصوص مؤاخذه منظور باشد . « أى رُفع مؤاخذة الفعل المجهول أو المضطر إليه » و . . . كه اثر تكليفى است . 2 . احتمال دارد خصوص اثر بارز و ظاهر در تقدير باشد ، يا اسناد به لحاظ آن باشد كه به تناسب در هر موردى اثر بارز با مورد ديگر فرق مىكند . مثلًا اثر بارز شرب خمر اين است كه شخص ، كار حرامى كرده و مستحق عقاب است و بايد حدّ الهى هم بر او جارى شود . حال اگر كسى ندانسته شرب خمر كرد ، اين اثر موفوع است ( رفع ما لا يعلمون ) . يا اگر به آن مضطّر شد ، اين اثر مرفوع است ( رفع ما اضطّروا إليه ) . يا مثلًا اثر شرعى زيادى جزء يا نقصان آن در نماز ، بطلان نماز است ؛ ولى اگر كسى از روى سهو و نسيان چيزى بر نماز بيفزايد يا از آن بكاهد ، نمازش باطل نمىشود ( رفع النسيان ) . يا اثر شرعى و بارز قتل و جنايت ، قصاص است ؛ ولى اگر كسى از روى خطا و اشتباه اين كار را بكند ، قصاص ندارد ( رفع الخطأ ) . يا مثلًا اثر شرعى افطار در ماه رمضان قضا و كفاره است ؛ ولى اگر كسى مكره شد و افطار كرد ، اين آثار بار نمىشود ( رفع ما استكرهوا عليه ) و . . . ضمناً فرقى ندارد آن اثر بارز يك اثر تكليفى باشد يا وضعى ، دنيوى يا اخروى . 3 . احتمال دارد جميع آثار مقدّر باشد ، يا اسناد به لحاظ آن باشد . مثلًا افطار در ماه رمضان كار حرامى است ، عقوبت دارد و گاهى تعزير دارد و چه بسا منجر به كشتن او مىشود . و قضا و كفاره دارد